صنعت بازیهای ویدئویی پر است از عناوینی که تلاش میکنند با تکیه بر هیولاهای کریه یا جامپاسکرهای ناگهانی شما را بترسانند. اما استودیوی ایتالیایی LKA (سازندهی بازی تحسینشدهی The Town of Light) مسیر بسیار تاریکتر و ویرانکنندهتری را انتخاب کرده است. بازی Martha is Dead یک اثر ترسناک روانشناختی است که نه با موجودات ماوراءالطبیعه، بلکه با غرق شدن در اعماق تروما، خودآزاری و فروپاشی عقلانیت انسان، روحتان را به چالش میکشد. این بازی برای همه ساخته نشده و بدون شک یکی از جنجالیترین و بیپردهترین روایتهای چند سال اخیر صنعت گیم است.
هویتِ دزدیدهشده در بستر جنگ جهانی دوم
داستان بازی در سال ۱۹۴۴ و در حومهی زیبای توسکانی ایتالیا جریان دارد؛ زمانی که شیپور جنگ جهانی دوم در زیباترین مناطق اروپا به صدا درآمده است. اما جنگ اصلی بازی، در ذهن دختری جوان به نام «جولیا» رخ میدهد. بازی با یک تراژدی هولناک آغاز میشود؛ جولیا جسد خواهر دوقلویش «مارتا» (که ناشنوا است) را در دریاچه پیدا میکند. در کشاکش این شوک روانی و به دلیل یک سؤتفاهم از سوی مادر بیرحمشان، جولیا هویت مارتا را میدزدد و خودش را به جای خواهر مردهاش جا میزند.
این ایدهی داستانیِ جسورانه، آغازگر یک سقوط آزاد به اعماق دیوانگی است. روایت بازی به شدت بیرحم، تاریک و تابوشکن است. بازی ابایی از نمایش عریانترین و گوتیکترین صحنههای آسیب به خود و کالبدشکافیهای روانی ندارد (تا جایی که نسخههای پلیاستیشن بازی مجبور به سانسور برخی صحنهها شدند). نویسندگی بازی در توصیف روابط فروپاشیدهی این خانواده و تاثیر جنگ بر روان انسانها، فوقالعاده قدرتمند عمل میکند.
ثبتِ فریمهای تاریک؛ جادوی عکاسی در دههی ۴۰
برخلاف سبک سنتیِ بازیهای ترسناک، گیمپلی در Martha is Dead بیشتر حول محور عکاسی واقعگرایانه و گشتوگذار میچرخد. جولیا یک عکاس است و بازی شما را با یک مکانیک به شدت دقیق و لذتبخش از دوربینهای دههی ۱۹۴۰ روبرو میکند. شما باید نوع لنز، فلاش، سرعت شاتر و فوکوس دوربین را به صورت دستی تنظیم کنید تا بتوانید از صحنههای جرم، مدارک جنگی یا مناظر اطراف عکس بگیرید.
نکتهی شگفتانگیزتر، بخش تاریکخانه (Darkroom) بازی است. شما باید عکسهای گرفتهشده را به صورت دستی و با طی کردن مراحل شیمیایی واقعی (استفاده از مایع ظهور، ثبوت و شستوشو) ظاهر کنید. این مکانیک نه تنها خستهکننده نیست، بلکه حسی از غوطهوری بینظیر و آرامشی کاذب را قبل از وقوع کابوس بعدی به بازیکن تزریق میکند. پازلهای بازی نیز با استفاده از همین عکسها و رمزگشایی از تلگرافهای جنگی جلو میروند.
پاشنه آشیلِ اژدهای مالیخولیا؛ وقتی داستان قربانی گیمپلی میشود
با وجود اتمسفر بصری خیرهکننده (که به لطف موتور آنریل انجین و بازسازی بینظیر ویلای توسکانی به دست آمده) و موسیقی متن حزنآلود و اپرایی بازی، Martha is Dead در بخشهای فنی و ریتم گیمپلی با مشکلات جدی دستبهیقه است.
بزرگترین مشکل بازی، کنترلهای فوقالعاده خشک و صلب شخصیت اصلی است. راه رفتن و تعامل با اشیاء در محیط احساس سنگینی مفرطی دارد که گاهی گشتوگذار در جنگلهای اطراف ویلا را به یک عذاب تبدیل میکند. همچنین، بازی در نیمه دوم خود دچار مشکلات جدی در ریتم (Pacing) میشود. برخی از مأموریتها شما را مجبور میکنند مسافتهای طولانی را بدون هیچ اتفاق خاصی طی کنید، صرفاً برای اینکه یک آیتم کوچک را بردارید. باگهای فنی، غیب شدن ناگهانی برخی اشیاء و بهینهسازی نهچندان پایدار روی سیستمها نیز از دیگر مواردی است که به تجربهی کلی بازی ضربه میزند. برخی از سکانسهای سورئال و مینیگیمهای تئاتر عروسکی بازی نیز بیش از حد طولانی هستند و کشش داستانی را موقتاً قطع میکنند.
نتیجهگیری نهایی
بازی Martha is Dead یک رمان گوتیک مدرن و یک تجربهی روانشناختی به شدت سنگین است که مرزهای داستانگویی در بازیهای ترسناک را جابجا میکند. این اثر با جلوههای بصری خیرهکننده، سیستم عکاسی منحصربهفرد و روایتی غمانگیز، شما را مجذوب خود میکند، اما مشکلات فنی و گیمپلی خشک آن مانع از تبدیل شدنش به یک شاهکار بینقص میشوند. اگر روحیهای حساس دارید، سمت این بازی نروید؛ اما اگر به دنبال یک داستان بالغ، تاریک و فراموشنشدنی در دل تاریخ هستید، این ویلای ایتالیایی منتظر شماست.
بازی Martha is Dead یک رمان گوتیک مدرن و یک تجربهی روانشناختی به شدت سنگین است که مرزهای داستانگویی در بازیهای ترسناک را جابجا میکند. این اثر با جلوههای بصری خیرهکننده، سیستم عکاسی منحصربهفرد و روایتی غمانگیز، شما را مجذوب خود میکند، اما مشکلات فنی و گیمپلی خشک آن مانع از تبدیل شدنش به یک شاهکار بینقص میشوند. اگر روحیهای حساس دارید، سمت این بازی نروید؛ اما اگر به دنبال یک داستان بالغ، تاریک و فراموشنشدنی در دل تاریخ هستید، این ویلای ایتالیایی منتظر شماست.
سیستم عکاسی بینظیر، واقعگرایانه و عمیق به همراه شبیهسازی تاریکخانهی ظهور عکس.
گرافیک بصری چشمنواز و بازسازی خیرهکنندهی حومهی توسکانی ایتالیا در دوران جنگ جهانی دوم.
موسیقی متن اتمسفریک، سوزناک و ارکسترال که حس حزن و تعلیق را به اوج میرساند.
افت ریتم شدید در نیمه دوم بازی و وجود مأموریتهای رفتوآمدی خستهکننده.
مشکلات بهینهسازی فنی و وجود برخی باگهای آزاردهنده در تعامل با محیط.