نقد و بررسی

بررسی بازی Goodnight Universe

فیلسوفی پشت میله‌های گهواره

بازی تحسین شده «Before Your Eyes» را بازی کرده‌اید؟ هان بازی تحسین شده که بسیاری از مخاطبان آن در زیر پست‌های مربوط به این بازی و در فروشگاه‌های دیجیتال اقرار کرده‌اند که با این بازی اشک ریخته‌اند؟

حالا همان سازندگان با تغییرات کمی دور هم جمع شده‌اند و در قالب استودیو Nice Dream بازی Goodnight Universe را ساخته‌اند که این بازی هم مثل بازی قبلی همین تیم، توسط Skybound Entertainment منتشر شده است.

به عنوان یک دهه شصتی که در نیمه دوم دهه چهارم زندگی خود به سر می‌برم، تقریبا تمامی نسل‌های ویدیوگیم را از زمان رایج شدن آن در ایران به چشم دیده‌ام و تجربه کرده‌ام. از آنجا که با بازی‌های قدیمی‌تر و نسل‌های ابتدایی بازی‌های ویدیویی در کودکی انس گرفته‌ام برای من همیشه بازی ویدیویی برابر بوده با یک گی‌پلی سرگرم کننده و سایر مسائل مثل داستان، روایت وبرایم در درجه بعدی اهمیت قرار دارند.

19a97fa3ad364 screenshotUrl scaled

با این اوصاف فرض کنید به شما می‌گویند بازی Goodnight Universe را تجربه کن و برای آن بررسی بنویس. حالا شما با این مختصات فکری و این نگاه به ویدیوگیم باید در نقش یک کودک شش ماهه بازی کنید که از منظر عناصر گیم‌پلی بازی حتی به شما اجازه حرکت به سمت جلو را نمی‌دهد؛ بدیهی است که شوق و ذوقی به بازی ندارید و گمان می‌کنید که با بازی ارتباط نخواهید گرفت.

امروز اما بعد از تجربه ۴ و یا نهایتا ۵ ساعته بازی Goodnight Universe نظر دیگری دارم؛ بازی را دوست داشتم، هرگز گمان نمی‌کردم که این بازی مرا برای ۵ ساعت پیوسته روی صندلی میخ‌کوب کند.

بررسی بازی God Eater 3
خواندن

شما بازی را در نقش آیزاک شروع می‌کنید؛ یک کودک شش ماهه که به سرعت متوجه می‌شوید شما یک کودک شش ماهه عادی نیستید. از پدر بزرگ شروع می‌شود و سپس مادر، خواهر و پدر خود را می‌شناسید. با پیش‌رفتن بازی متوجه می‌شوید که گویا قدرت درک شما سال‌ها از شما جلوتر است و چه بسا از منظر خِرَد از پدر و مادر خود نیز برتر و بالغ‌تر باشید. گویی که افلاطون را در قالب کودکی زندانی کرده باشند؛ می‌توانید مسائل فلسفی را درک کنید و انسان‌ها را به شکل بدیعی تحلیل کنید اما توانایی کنترل روده و مثانه خود را ندارید.

با رخ دادن یک اتفاق قابل پیشبینی در روند بازی قدرت‌هایی مافوق بشری در شما زنده می‌شود. می‌توانید فکرهای دیگران را بخوانید، اشیا را بدون لمس آنها به حرکت در آورید، از طریق ذهن دیگران با آنها ارتباط برقرار کنید و قدرت‌های دیگری از این دست. این قدرت‌ها شکل دهنده همان گیم‌پلی حداقلی بازی هستند و باید با آنها پازل‌های ساده و پیش پا افتاده بازی را حل کنید و در مسیر بازی پیش‌روی.

بیش از این صحبت کردن درباره داستان بازی ممکن است به تجربه بازی آسیب بزند و با توجه به اینکه «داستان» نقش شالوده و مهم‌ترین رکن اثر را بازی می‌کند، بهتر است به سایر جنبه‌های این اثر بپردازیم.

بازی پس از آشنا کردن شما با اعضای خانواده و سایر شخصیت‌های بازی برای اولین بار آیزاک را در آینه به شما نشان می‌دهد و شما همانجا عاشق آیزاک می‌شوید، کودکی با نمک که هر کاری که می‌کند شما را به وجد می‌آورد. آیزاک در ظاهر همان چیزی است که شما به عنوان یک بزرگسال از یک کودک انتظار دارید، اما در باطن آیزاک آنقدر بالغ است که شما می‌توانید دقیقا با او هم‌ذات‌پنداری کنید.

بررسی بازی One Punch Man: A Hero Nobody Knows
خواندن

19a97face0515 screenshotUrl scaled

در کنار این هم‌ذات‌پنداری بالغانه با آیزاک بازی با طراحی هنری و پردازش شخصیت‌ها به صورت بسیار هماهنگ با یکدیگر، شما را به آغوش انیمیشن‌های دوران کودکیتان می‌برد. پدر هم در چهره و هم شخصیت پردازی هان پدر تیپیکال انیمیشن‌هاست؛ کار می‌کند و برای تامین خانه زحمت می‌کشد و هیچ دغدغه‌ای جز ایجاد رفاه برای خانواده ندارد و هر چه می‌کند در راستای تعالی خانواده است.

مادر خانواده دلسوز است و همچون تمام مادران زندگی خود را وقف کودک تازه متولد شده خود کرده است قصد دارد به هر ترتیبی از این کودک محافظت کند؛ برای محافظت از آیزاک اگر نیاز باشد با همه دنیا هم در می‌افتد. خواهر نوجوان آیزاک نیز مانند همه نوجوان‌های دنیا در این سن با خانواده چالش‌هایی دارد که از حل کردن آنها عاجز است اما با این حال خانواده همیشه آخرین سنگر او است.

خلاصه کلام اینکه در این اثر همه چیز سر جای خود قرار گرفته و می‌توان ادعا کرد که شاید این بازی برای هر سنی حرفی برای گفتن داشته باشد و انتخاب دیالوگ‌های بازی به گونه‌ای است که از یک نوجوان تا یک بزرگسال ۳۶ ساله مثل من می‌تواند بخشی از حرف‌های خودش راجع به مسائل مهمی مثل «مرگ»، «خانواده» و مفاهیمی از این دست را از زبان شخصیت‌های بازی بشنود.

19a97fb5d9497 screenshotUrl scaled

Goodnight Universe در تجربه کوتاه مدتی که ارائه می‌دهد، چنان تمرکزی بر روایت داستان گذاشته است که می‌توان ادعا کرد که این توجه بیش از حد باعث غافل شدن از «تعامل» در اثر شده است و در دنیای بازی‌ها آنچه که یک «اثر» را به «بازی» تبدیل می‌کند تعامل گیمر با اثر است. در نسخه کنسولی که این بررسی بر اساس تجربه آن نوشته شده است این موضوع به شدت توی ذوق می‌زند به گونه‌ای که شاید در بهترین حالت بتوان گفت شما در نهایت ۲۰ درصد از همان زمان کوتاه بازی مشغول بازی کردن و درگیر مفهومی مثل «گیم‌پلی» هستید و در سایر زمان‌ها در حال زدن دکمه برای رد کردن دیالوگ به منظور شنیدن ادامه داستانید. البته که این مساله در نسخه PC این اثر کمی قابل چشم‌پوشی‌تر است چراکه بخش قابل توجهی از بازی شما به جای زدن دکمه در حال تعامل با دوربین کامپیوتر هستید و انتخاب‌های شما بر اساس «حالت چهره»، «پلک زدن»، لبخند» و «غم» صورت می‌پذیرد و همین مساله شما را به جای زدن یک دکمه روی کنترلر مشغول انجام دادن یک فعل فیزیکی می‌کند که هم درگیری بیشتر با اثر را در پی دارد و هم غرقگی در بازی را بیشینه می‌کند.

بررسی بازی Atlas Fallen
خواندن

19a97fb9b1d86 screenshotUrl scaled

در نهایت هم شاید یکی دیگر از نقاط ضعف بازی همین زمان کم تجربه آن باشد که با توجه به قیمت ۲۰ دلاری می‌تواند برای بسیاری از افراد در شرایط اقتصادی فعلی قیمت قابل توجهی باشد. این مساله را دیگر باید خود گیمر تشخیص دهد که آیا می‌ارزد که برای یک تجربه داستانی نهایتا ۵ ساعته بپردازد یا خیر.

اما آنچه که من به عنوان یکی از مخالفان جدی این نوع آثار می‌توانم به شما بگویم این است که در بین تمامی تجربه‌های داستانی که گیم‌پلی حداقلی و کم‌عمق دارند، Goodnight Universe یکی از بهترین داستان‌های ممکن را ارائه می‌دهد و توانایی این را دارد که در هر لحظه با درگیر کردن شما با یک بخش جدید و کوچک از داستان که در ادامه نقش آن را می‌فهمید شما را از بلند شدن از پای بازی منصرف کند. حتی اگر بخواهیم به دلیل نداشتن گیم‌پلی، نبود برد و باخت در اثر و سایر ویژگی‌های یک بازی این اثر را «نابازی» بنامیم، Goodnight Universe یکی از بهترین نابازی‌های موجود است.

بررسی بازی Goodnight Universe

آنچه که من به عنوان یکی از مخالفان جدی این نوع آثار می‌توانم به شما بگویم این است که در بین تمامی تجربه‌های داستانی که گیم‌پلی حداقلی و کم‌عمق دارند، Goodnight Universe یکی از بهترین داستان‌های ممکن را ارائه می‌دهد و توانایی این را دارد که در هر لحظه با درگیر کردن شما با یک بخش جدید و کوچک از داستان که در ادامه نقش آن را می‌فهمید شما را از بلند شدن از پای بازی منصرف کند. حتی اگر بخواهیم به دلیل نداشتن گیم‌پلی، نبود برد و باخت در اثر و سایر ویژگی‌های یک بازی این اثر را «نابازی» بنامیم، Goodnight Universe یکی از بهترین نابازی‌های موجود است.

+ روایت احساسی و قوی
+ شخصیت‌پردازی درست و باورپذیر
+ طراحی هنر هماهنگ با سایر ویژگی‌های اثر
- گیم‌پلی بیش از حد محدود و کم‌عمق
- پازل‌های سطحی و تکراری
- اتکای زیاد به روایت به جای تعامل

امتیاز بازی : 8 [عالی ]
این بازی ارزش زمان و هزینه شما را دارد. این بازی تغییری «پایه‌ای» در ژانر خود ایجاد نمی‌کند و تنها به تقویت پایه‌های گذاشته شده توسط بازی‌های بزرگ بسنده می‌کند. مطمئنا طرفداران ژانر بازی از آن لذت می‌برند. در این بین مشکلاتی نیز در بازی دیده می‌شود که البته بخاطر کیفیت دیگر بخش‌ها، تاثیر آن‌ها را به‌ندرت حس می‌کنیم. ممکن است در این بین مشکلاتی وجود داشته باشد اما به‌هیچ‌عنوان به تجربه اصلی بازی لطمه‌ای وارد نمی‌کند.
عالی
عضویت
اطلاع از
guest

0 Comments
بیشترین رای
جدیدترین دیدگاه‌ها قدیمی‌ترین دیدگاه‌ها
Inline Feedbacks
دیدن همه دیدگاه‌ها
دکمه بازگشت به بالا
0
Would love your thoughts, please comment.x