بازی Moros Protocol شما را در نقش یک بازماندهی بدون حافظه در سفینهی جنگی و متروکهی The Orpheus بیدار میکند؛ مکانی غوطهور در اعماق فضا که توسط هیولاهای وحشتناک تسخیر شده است. این عنوان، ترکیبی از اکشنِ پرسرعتِ شوترهای اولشخصِ دههی ۹۰ میلادی (Boomer Shooters)، ساختار تصادفیِ روگلایت و باسفایتهای چالشبرانگیزِ الهامگرفته از سری سولز (Souls-like) است. سازندگان با استفاده از استایل گرافیکیِ رترو، تکسچرهای پیکسلیِ ترد (Crunchy) و محیطهای Low-poly، اتمسفرِ علمیتخیلیِ تاریک و گیرایی را خلق کردهاند. در وبسایت پیکسل آرتس، سلاحهای خود را پر کرده و به دلِ راهروهای خونآلودِ این سفینه زدهایم تا ببینیم آیا این اکشنِ نوستالژیک میتواند به یک شاهکار در ژانر روگلایت تبدیل شود یا در سیستمهای خودش غرق میشود.
گانپلی و ارائهی بصری؛ درخشش در میدان نبرد
هستهی اصلیِ مبارزات و گانپلی (Gunplay) در Moros Protocol به شدت پولیششده، سریع و لذتبخش است. بازی به خوبی حس و حالِ عناوین کلاسیکِ تیراندازی را با مکانیزمهای مدرنتر ترکیب میکند و ویژگیهای کیفیت زندگی (QoL) در آن به خوبی پیادهسازی شدهاند. شما دائماً در حال حرکت، جاخالی دادن و شلیک به سمت موجِ بیپایانی از دشمنان هستید. از نظر بصری نیز، بازی ارائهای بسیار شیک (Sleek) دارد و طراحی دشمنان و محیطهای سفینه، حس انزوا و وحشت را به خوبی منتقل میکند. اگر بازی را صرفاً به عنوان یک شوترِ مرحلهای نگاه کنید، تجربهای بسیار سرگرمکننده در انتظار شماست.
سیستمهای روگلایک؛ سطحی، بیروح و وابسته به شانس
مشکل اساسیِ Moros Protocol دقیقاً از جایی آغاز میشود که قصد دارد یک «روگلایت» باشد. برخلاف شاهکارهایی نظیر Hades یا The Binding of Isaac که هر دور از بازی (Run) به لطف آیتمهای متنوع، سبک بازی شما را کاملاً دگرگون میکنند، المانهای روگلایک در اینجا به شدت سطحی و ناامیدکننده هستند.
ارتقاها و آیتمهای درون بازی (که Augments نامیده میشوند) عمدتاً به افزایشِ جزئی و بیروحِ اعداد و ارقام (مثلاً چند درصد آسیبِ بیشتر یا کاهش صدمه) خلاصه میشوند و هیچ تغییر ملموس، خلاقانه یا استراتژیکی در بیلد (Build) شما ایجاد نمیکنند. در نتیجه، تنها چیزی که قدرت شما را در یک راند تعیین میکند، شانستان در پیدا کردن یک «سلاح» قدرتمند است. اگر سلاح خوبی پیدا کنید، میتوانید باسِ مرحله را در ۵ ثانیه نابود کنید، و اگر بدشانس باشید، خیلی زود کشته خواهید شد. این فقدانِ تنوع باعث میشود تا ارزش تکرارِ بازی به شدت افت کند.
بالانسِ درجه سختی و مشکلات فنی؛ دستاندازهای سفینه
منحنی درجه سختی بازی به شدت نامتوازن است. تمام کردن بازی حدود ۱۰ ساعت زمان میبرد، اما بیشترِ این زمان صرفِ یادگیری و عبور از فصلِ اول (Act 1) میشود. به محض اینکه قلق بازی را به دست میآورید و با الگوها آشنا میشوید، ادامهی مسیر به شکل عجیبی آسان و بدون چالش میشود و آن حسِ بقا و تنشِ اولیه از بین میرود.
از نظر فنی نیز بازی بینقص نیست. کاتسینها گاهی اوقات ناهماهنگ و عجیب (Jarring) به نظر میرسند. همچنین، رابط کاربری (UI) مشکلات آزاردهندهای دارد؛ برای مثال، پاپآپهای اطلاعرسانی پس از ورود به بخشهای جدید یا باز کردن آیتمها، جلوی کلیک کردنِ شما در منوها را میگیرند. گزارشهایی مبنی بر وجود باگهایی که منجر به سافتلاک (Soft-lock) شدنِ بازی میشوند نیز وجود دارد که نیازمند توجهِ سریعِ سازندگان است.
نتیجهگیری نهایی
بازی Moros Protocol مصداقِ بارزِ یک «بومر شوتر» (Boomer Shooter) عالی است که زیر لایههای سطحی و بیرمقِ یک بازیِ روگلایک مدفون شده است. گانپلیِ سریع، گرافیکِ پیکسلیِ اتمسفریک و روان بودنِ مبارزات، نقاط قوتی هستند که شما را به ادامهی بازی ترغیب میکنند؛ اما فقدانِ عمق در سیستم ارتقا، متکی بودنِ بیش از حد به شانسِ سلاحها و درجه سختیِ نامتوازن، مانع از آن میشوند که این بازی به اثری ماندگار در این ژانر تبدیل شود. اگر به دنبال یک شوترِ نوستالژیک هستید و توقع یک سیستمِ بیلدسازیِ عمیق (مانند دیگر غولهای روگلایت) را ندارید، گشتوگذار در سفینهی اورفئوس برای چند ساعت شما را سرگرم خواهد کرد.
بازی Moros Protocol یک اکشنِ علمیتخیلی با ظاهری جذاب و مبارزاتی درگیرکننده است که در بخش مکانیکهای روگلایت، عمق و تنوع لازم را ندارد. اثری که شلیک کردن در آن لذتبخش است، اما تکرارِ آن خیلی زود جذابیتِ خود را از دست میدهد.
ارائهی بصریِ بسیار زیبا با گرافیکِ رترو، Low-poly و تکسچرهای پیکسلی که اتمسفرِ گیرایی خلق کردهاند.
ویژگیهای مثبتِ کیفیت زندگی (QoL) که تجربهی اکشن را روانتر میکنند.
وابستگیِ شدیدِ قدرتِ بازیکن به سلاحهای تصادفی، به جای ترکیبِ هوشمندانهی مهارتها.
درجه سختیِ نامتوازن؛ فصل اول به شدت سخت و ادامهی بازی بیش از حد آسان است.
مشکلات رابط کاربری (پاپآپهای مزاحم) و حضور برخی باگهای منجر به سافتلاک.