گاهی اوقات یک بازی ویدیویی نیازی به نجات دادن کهکشان یا شکست دادن پادشاهان شیاطین ندارد؛ گاهی تنها چیزی که میخواهیم، یک باکِ پر از بنزین، یک جادهی بیپایان و یک نوار کاست از موسیقیهای مستقل (Indie) است. بازی Keep Driving با الهام از آثاری نظیر Oregon Trail و FTL، یک نقشآفرینی و شبیهسازِ مدیریتِ اتمسفریک است که شما را به اوایل دههی ۲۰۰۰ میلادی میبرد. در این عنوان، شما سفری جادهای را در یک دنیای پیکسلی که به صورت رویهای (Procedural) تولید میشود آغاز میکنید. در وبسایت پیکسل آرتس، چمدانهای خود را بستهایم و دل به جاده زدهایم تا ببینیم آیا این ماجراجوییِ جادهای میتواند تعادل مناسبی میان آرامشِ سفر و چالشهای مدیریت منابع ایجاد کند یا خیر.
مبارزات نوبتی با موانع جاده؛ خلاقیت در اوج سادگی
هسته اصلی گیمپلی در Keep Driving، سیستم «مبارزات نوبتی» آن است. اما در اینجا خبری از شمشیر و سپر نیست؛ دشمنانِ شما موقعیتهای اعصابخردکنِ جادهای هستند! گیر کردن پشت یک تراکتورِ کُند، گم کردن مسیر، یا برخورد با حیوانات در جاده، چالشهایی هستند که باید با استفاده از مهارتها، آیتمها و ارتقاهای ماشینِ خود بر آنها غلبه کنید. این ایده به شدت خلاقانه است و در ساعات اولیه، مدیریت منابع (بنزین، پول و انرژی) حس فوقالعاده رضایتبخشی به همراه دارد.
علاوه بر این، در طول مسیر با مسافران بینراهی (Hitchhikers) متعددی روبرو میشوید. این افراد که اغلب ارواحی گمشده، آدمهای عجیبوغریب و مسافرانی خسته هستند، داستانهای خاص خود را دارند. مکالمات با آنها به طرز غافلگیرکنندهای عمیق است و میتواند احساساتِ واقعیِ بازیکن را برانگیزد؛ لحظاتی که نشان میدهد نویسندگیِ بازی تا چه حد میتواند قدرتمند باشد.
اتمسفر و موسیقی؛ زنده کردنِ روحِ جاده
اگر یک چیز وجود داشته باشد که Keep Driving در آن به کمال رسیده است، اتمسفر و فضاسازیِ آن است. گرافیک پیکسلی بازی مناظری مسحورکننده خلق میکند؛ از غروبهای نارنجی در افق گرفته تا شبهای بارانی در جادههای خلوت. اما روحِ واقعی این بازی در سیستم صوتیِ ماشینِ شما نهفته است. امکان جمعآوری و گوش دادن به مجموعهای از آهنگهای ایندی و محلیِ سوئدی، تجربهی رانندگی را به یک مدیتیشنِ خالص تبدیل میکند.
پیچیدگیهای بیمورد و تکرارِ فرسایشی
متأسفانه، این سفرِ آرامشبخش از نیمه به بعد با دستاندازهای جدی مواجه میشود. برای اثری که ادعا میکند باید در آن «آرام گرفت و از جوانی لذت برد»، بازی سیستمهای پیچیده و مبهمِ بیشماری را روی سر بازیکن آوار میکند. سیستم پیشرفت (Progression) بیش از حد شلوغ است و رابط کاربری نقشه و مسیریابی به قدری بدطراحی شده که بیشتر شبیه به یک آزمونِ اعصاب است تا یک ابزار راهنما.
از سوی دیگر، با پیشروی در مسیر، رویدادهای جادهای به شدت تکراری میشوند. بازی به جای اینکه چالشها را از طریق تنوع یا هوشمندیِ دشمنان افزایش دهد، صرفاً بازیکن را با سیلی از «دیبافها» (Debuffs) و اثراتِ منفی بمباران میکند تا به صورت مصنوعی درجه سختی را بالا ببرد. قابل پیشبینی بودنِ رویدادها (شما دقیقاً میدانید پس از خروج از هر ایستگاه، با ۳ یا ۴ رویداد ثابت روبرو میشوید) عنصر غافلگیری را از بین میبرد. در نهایت، با وجود طی کردن مسافتی طولانی، ممکن است در پایانِ بازی احساس کنید که شخصیت شما یا ماشینتان پیشرفتِ معناداری نداشته و حسِ پویاییِ یک «سفر واقعی» به شما منتقل نشده است.
نتیجهگیری نهایی
بازی Keep Driving اثری پر از تضاد است. از یک سو با گرافیک پیکسلی چشمنواز، موسیقیهای بینظیر و ایدهی خلاقانهی «مبارزه با اتفاقات جادهای»، قلب شما را تسخیر میکند و از سوی دیگر با سیستمِ پیشرفتِ بیش از حد پیچیده، رابط کاربریِ آزاردهنده و تکیهی فرسایشی بر دیبافها برای سخت کردن بازی، شما را خسته میکند. با این وجود، تجربهی این جادهی پیکسلی آنقدر اتمسفریک، نوستالژیک و هنرمندانه است که نمیتوان از خیر آن گذشت. این بازی شاید نتواند توجه شما را برای دهها ساعت حفظ کند و در اواخر مسیر کمی خستهکننده شود، اما لحظاتِ دنجِ آن، گوش دادن به موسیقی در جاده و گفتگو با مسافرانِ بینراهی، ارزشِ خریدِ این بلیتِ یکطرفه را دارد.
بازی Keep Driving یک شبیهساز جادهایِ اتمسفریک است که ایدههای درخشانی در هستهی خود دارد. با وجود اینکه مکانیکهای تکراری و درجه سختیِ نامتوازن در نیمهی دوم بازی به ریتمِ آرامشبخشِ آن ضربه میزنند، اما موسیقیِ عالی، گرافیک چشمنواز و جذابیتِ گشتوگذار در جاده، آن را به یک تجربهی مستقلِ باارزش و به یادماندنی تبدیل کرده است.
ایدهی به شدت خلاقانه برای تبدیل کردن موانع جادهای به «مبارزات نوبتی».
موسیقی متن فوقالعاده از گروههای مستقل سوئدی که حس سفر را زنده میکند.
شخصیتپردازی و دیالوگهای درگیرکننده با مسافران بینراهی.
استفادهی بیش از حد و کلافهکننده از دیبافها (Debuffs) برای افزایش مصنوعیِ درجه سختی.
سیستم پیشرفتِ (Progression) شلوغ و رابط کاربریِ ناخوانا برای مسیریابی.
فقدانِ حسِ پیشرفت و پویایی در اواخر بازی؛ خستگی جای آرامش را میگیرد.