ژانر «اشاره و کلیک» (Point & Click) همواره بستر بینظیری برای خلق دنیاهای عجیب، روایت داستانهای درگیرکننده و به چالش کشیدن ذهن بازیکنان بوده است. بازی Allogloom، ساختهی توسعهدهندهی مستقل Galactic Ghosty، اثری است که با الهام از عناوین کلاسیک این سبک، ما را به سفری مورمورکننده اما به شدت زیبا میبرد. این بازی به جای تکیه بر ترسهای ناگهانی (Jump scares)، وحشت خود را از طریق اتمسفری سنگین و فضایی شبیه به داستانهای تاریکِ کودکان (Macabre children’s story) به مخاطب القا میکند. در وبسایت پیکسل آرتس، ذرهبین کارآگاهی خود را برداشته و قدم در بیشهی وهمآلودِ این بازی گذاشتهایم تا ببینیم آیا این ماجراجوییِ دستساز، ارزشِ کاوش در میان هیولاها و بیدهای گرسنه را دارد یا خیر.
داستان و جهانسازی؛ رازهای تاریک در «گرووسام گروو»
داستان بازی حول محور دختری به نام «نورا» (Nora) میچرخد. ساکنان شهر زادگاه او، یعنی Gruesome Grove، یکی پس از دیگری در حال ربوده شدن هستند. نورا با در دست داشتن تنها یک یادداشت مرموز که او را به منطقهای ممنوعه هدایت میکند، باید پیش از آنکه کسی برای نجات دادن باقی نماند، پرده از راز این آدمرباییها بردارد.
جهانسازی (Lore) در Allogloom یکی از بزرگترین نقاط قوت آن است. بازی شما را در دنیایی غرق میکند که در آن انسانها، هیولاهای آواره و حیوانات عجیبوغریب (از جمله بیدهای محترم اما به شدت گرسنهی شهر) در کنار هم زندگی میکنند. دیالوگها پر از طنزِ تاریک (Dark humour) و شخصیتپردازیهای جذاب هستند. داستان بازی پیچشهای رواییِ جالبی دارد و به قدری خوب نوشته شده است که پس از پایانِ کمپینِ ۴ تا ۶ ساعتهی آن، آرزو میکنید کاش داستان ادامه داشت و سازنده به فکر ساخت یک دنباله (Sequel) برای آن باشد.
گرافیک و صداگذاری؛ یک بوم نقاشی از جنسِ کابوسهای شیرین
از نظر بصری، Allogloom یک شاهکار مستقل است. تمام محیطها و کاراکترهای بازی به صورت دستی (Hand-crafted) و با الهام از سبک هنری چشمنوازِ «هنر نو» (Art Nouveau) طراحی شدهاند. خطوط نرم، جزئیاتِ خیرهکنندهی پسزمینه و پالت رنگیِ تیره و مرده، اتمسفری را خلق کردهاند که همزمان زیبا و آزاردهنده است. این گرافیک، حس خواندن یک کتاب داستانِ مصور و تاریک (شبیه به آثار تیم برتون) را به شما میدهد.
موسیقی متنِ اورجینال بازی که توسط «کیم میلر» (Kim Miller) ساخته شده، به زیبایی این اتمسفر را تکمیل میکند. ملودیهای دلهرهآور و در عین حال ملایم، به خوبی با ریتمِ کند و متفکرانهی یک بازیِ اشارهوکلیک همگام میشوند و حسِ انزوا و رازآلودگیِ محیط را تشدید میکنند.
گیمپلی و پازلها؛ معماهای منطقی با چاشنیِ رفتوآمد
هسته گیمپلی کاملاً به ریشههای کلاسیک ژانر وفادار است: پیدا کردن آیتمها، ترکیب آنها در کولهپشتی و مذاکره با کاراکترهای عجیب برای حل معماها. خبر خوب برای بسیاری از بازیکنان این است که پازلهای Allogloom در دستهی معماهای «منطقی و سرراست» (Straightforward) قرار میگیرند و خبری از پازلهای بیمنطق و اعصابخردکنِ بازیهای قدیمی (Moon logic) نیست.
با این حال، این سادگیِ نسبی ممکن است برای طرفدارانِ هاردکورِ این ژانر کمی ناامیدکننده باشد. از سوی دیگر، پیشروی در بازی نیازمند جابهجاییهای مداوم (Backtracking) بین محیطهای مختلف است. اگرچه این رفتوآمدها به شما اجازه میدهد از تماشای دوبارهی گرافیکِ زیبای بازی لذت ببرید و تکههای جدیدی از Lore را کشف کنید، اما اگر در پیدا کردنِ یک آیتمِ کوچک گیر بیفتید، این جابهجاییها میتواند به سرعت خستهکننده (Tedious) شود. بازی سیستم راهنمای داخلیِ قدرتمندی ندارد و در صورت گیر کردن، ممکن است مجبور شوید به ویدیوهای راهنما (Walkthrough) پناه ببرید که این موضوع، حسِ غوطهوری در داستان را از بین میبرد.
نتیجهگیری نهایی
بازی Allogloom یک تجربهی مستقل، دنج و در عین حال تاریک است که بیش از هر چیز به خاطر طراحی هنریِ استثنایی و جهانسازیِ غنیاش میدرخشد. این عنوان شاید با معماهای خود ذهن شما را به چالشهای طاقتفرسا نکشد و گیمپلیِ آن نسبتاً کوتاه باشد، اما اتمسفرِ گیرای آن و داستانِ جذاب نورا در میان هیولاها و رازهای مدفون، تا مدتها در ذهن شما باقی خواهد ماند. اگر به دنبال یک داستانِ تعاملیِ زیبا با طعم وحشتِ ملایم و پازلهای کلاسیک هستید، سفر به Gruesome Grove یکی از بهترین انتخابهای شما در مارکتِ بازیهای مستقل خواهد بود.
بازی Allogloom یک ماجراجوییِ اشارهوکلیکِ بسیار زیبا و اتمسفریک است که حسِ خواندن یک داستانِ پریانِ تاریک را تداعی میکند. با وجود کوتاهیِ گیمپلی و برخی رفتوآمدهای خستهکننده، آرتاستایلِ بینظیر و داستانِ جذابِ آن، تجربهای ارزشمند و به یادماندنی را برای عاشقانِ بازیهای معمایی رقم میزند.
داستانِ درگیرکننده، طنزِ تاریک و جهانسازی (Lore) بسیار جذاب که پتانسیل ساخت دنباله را دارد.
موسیقی متنِ اورجینال و عالی که اتمسفرِ مورمورکنندهی بازی را ارتقا میدهد.
پازلهای منطقی و سرراست که نیازی به راهنماییهای عجیبوغریب ندارند.
کاراکترهای جانبیِ منحصربهفرد (ترکیبی از انسانها، هیولاها و حیوانات).
رفتوآمدهای مداوم (Backtracking) در محیطها که در صورت گیر کردن در یک معما، خستهکننده میشود.
پازلها ممکن است برای طرفدارانِ حرفهایِ ژانر ماجراجویی بیش از حد آسان به نظر برسند.