نقد و بررسی

بررسی بازی Starsand Island

سرابی زیبا و توخالی در جزیره کاپی‌باراها!

در یک دهه گذشته و به خصوص پس از موفقیت‌های تاریخی و خیره‌کننده آثاری چون Stardew Valley و Animal Crossing، تب ساخت بازی‌های شبیه‌ساز زندگی (Life Sim) و کشاورزی به شدت بالا گرفت. فرمول این بازی‌ها روی کاغذ بسیار جذاب و فریبنده است: «شخصیتی که از زندگی ماشینی و خسته‌کننده شهری فرار می‌کند تا در یک دهکده دورافتاده یا جزیره‌ای آرام، به کشاورزی، ماهیگیری و زندگی با حیوانات بپردازد.» این فرمول، پاسخی مستقیم به نیاز روان‌شناختی انسانِ مدرن برای فرار از استرس (Escapism) است. اما مشکل از جایی شروع می‌شود که بازیسازان تصور می‌کنند تنها با قرار دادن چند مزرعه، یک چوب ماهیگیری و چند حیوان بامزه می‌توانند یک شاهکار خلق کنند، در حالی که جادوی واقعی این ژانر در «عمق مکانیزم‌ها» و «ارتباط ارگانیک سیستم‌ها» نهفته است.

بازی Starsand Island دقیقاً یکی از همین عناوین است. اثری که با شعار فرار از هیاهوی شهر و زندگی در کنار کاپی‌باراها (Capybaras)، سگ‌ها و گربه‌ها در یک بهشت ساحلی به میدان آمده است. در نگاه اول، همه‌چیز برای یک تجربه آرامش‌بخش و جذاب (Cozy) مهیا به نظر می‌رسد، اما هرچه بیشتر در این جزیره وقت می‌گذرانید، متوجه می‌شوید که این زیبایی ظاهری، تنها پوششی برای پنهان کردن یک گیم‌پلی سطحی، تکراری و به شدت خسته‌کننده است. در وب‌سایت پیکسل آرتس، ما به سراغ این جزیره رفته‌ایم تا ببینیم چرا حضور کاپی‌باراهای دوست‌داشتنی هم نتوانسته این بازی را از باتلاق یک اثرِ «کاملاً متوسط» نجات دهد.

Starsand Island 3

گرافیک و فضاسازی؛ یک کارت‌پستال زیبا اما بی‌روح

بیایید بررسی را با معدود نقاط قوت بازی آغاز کنیم. Starsand Island از نظر بصری اثری چشم‌نواز است. سازندگان موفق شده‌اند یک استایل هنری شاد، رنگارنگ و انیمه‌ای را خلق کنند که در همان ساعات ابتدایی، حس آرامش را به شما تزریق می‌کند. طراحی جزیره، امواج ملایم دریا، حرکت ابرها و البته ستاره‌های اصلی بازی یعنی حیوانات، با ظرافت خوبی انجام شده است. امکان نوازش کردن کاپی‌باراها و تعاملات کوتاه با گربه‌ها و سگ‌های جزیره، در ابتدا بسیار دلنشین است و ترشح دوپامین را برای عاشقان حیوانات تضمین می‌کند.

بررسی بازی Assassin's Creed: Black Flag Resynced
خواندن

موسیقی متن بازی نیز با ملودی‌های آرام و آکوستیک خود، سعی دارد تا این اتمسفر را تکمیل کند. با این حال، این زیبایی‌ها به سرعت رنگ می‌بازند، زیرا جهان بازی به طرز عجیبی «استاتیک» و بی‌روح است. برخلاف بازی‌های موفق این ژانر که جزیره یا دهکده با تغییر فصول، رویدادهای آب‌وهوایی و فستیوال‌ها زنده می‌شود، در این‌جا احساس می‌کنید درون یک کارت‌پستال ثابت قدم می‌زنید. هیچ حس پویایی یا تغییر معناداری در محیط رخ نمی‌دهد و آن حس شگفتیِ اولیه، خیلی زود جای خود را به روزمرگی بصری می‌دهد.

Starsand Island 1

گیم‌پلی و کشاورزی؛ توهمِ عمق در دریایی کم‌عمق

مشکلات اصلی Starsand Island زمانی خود را نشان می‌دهند که سعی می‌کنید بازی را «بازی» کنید! هسته اصلی گیم‌پلی (Core Loop) شامل کشاورزی، ساخت‌وساز (Building)، و جمع‌آوری منابع (Crafting) است. اما هیچ‌کدام از این بخش‌ها پختگی لازم را ندارند.

سیستم کشاورزی به شدت پایه‌ای و خسته‌کننده است. شما زمین را شخم می‌زنید، بذر می‌کارید و به آن‌ها آب می‌دهید. اما خبری از اقتصاد پیچیده‌ی محصولات، تأثیرات فصلیِ عمیق یا نیاز به مدیریت هوشمندانه‌ی زمین نیست. سیستم انرژی (Stamina) در بازی به جای اینکه یک ابزار استراتژیک برای برنامه‌ریزی روزانه باشد، صرفاً به یک مانع اعصاب‌خردکن تبدیل شده است که شما را مجبور می‌کند مدام کار را رها کرده و به استراحت بپردازید. این موضوع ریتم بازی را به شدت کند و فرسایشی می‌کند.

در بخش ساخت‌وساز (Building) نیز بازی به شدت محدود عمل می‌کند. با وجود اینکه تگ‌های بازی نوید یک سیستم شخصی‌سازی عمیق را می‌دهند، اما قرار دادن آیتم‌ها در محیط و شخصی‌سازی خانه، با یک رابط کاربری (UI) خشک و غیرمنعطف همراه است. ابزارها و آیتم‌هایی که با صرف ساعت‌ها زمان (Grind) برای جمع‌آوری متریال می‌سازید، حس پاداش (Reward) متناسبی را به شما منتقل نمی‌کنند. شما مدام در حال کار کردن هستید، بدون اینکه بدانید این تلاش‌ها قرار است به چه تغییر بزرگی در روند بازی منجر شود.

بررسی بازی Before We Leave
خواندن

ماهیگیری و کاوش؛ جنگل مهتابیِ خالی از سکنه

یکی از مکان‌هایی که بازی در توضیحات خود مانور زیادی روی آن داده، جنگلی به نام «Moonlit Forest» است. شما انتظار دارید با ورود به این جنگل، با معماها، آیتم‌های کمیاب یا چالش‌های جذابی روبرو شوید. اما متأسفانه، این محیط چیزی جز یک فضای خالی با چند منبع برای جمع‌آوری نیست. کاوش (Exploration) در این بازی هیچ پاداش هیجان‌انگیزی به همراه ندارد و به سرعت به یک پیاده‌روی تکراری از نقطه الف به ب تبدیل می‌شود.

سیستم ماهیگیری نیز که یکی از ارکان اصلی بازی‌های لایف‌سیم است، در Starsand Island به سطحی‌ترین شکل ممکن پیاده‌سازی شده است. هیچ مینی‌گیم درگیرکننده یا چالشی برای صید ماهی‌های بزرگ وجود ندارد. شما صرفاً یک دکمه را فشار می‌دهید و منتظر می‌مانید. این سادگیِ بیش از حد، باعث می‌شود که ماهیگیری به جای یک زنگ تفریح لذت‌بخش، به یک کارِ اجباریِ دیگر برای کسب درآمد تبدیل شود.

Starsand Island 2

نقش‌آفرینی و تعاملات اجتماعی؛ صحبت با مانکن‌ها!

بازی برچسب نقش‌آفرینی (RPG) را یدک می‌کشد، اما در عمل هیچ اثری از المان‌های عمیق این سبک در آن دیده نمی‌شود. در بازی‌هایی مانند Stardew Valley، شخصیت‌های غیرقابل‌بازی (NPCها) دارای داستان‌های پس‌زمینه، دغدغه‌ها و رویدادهای قلبی (Heart Events) هستند که شما را مشتاق به برقراری ارتباط با آن‌ها می‌کنند.

اما در Starsand Island، ساکنان جزیره بیشتر شبیه به مانکن‌هایی متحرک هستند که دیالوگ‌هایی به شدت تکراری، بی‌روح و سطحی را بیان می‌کنند. هیچ شخصیت‌پردازی عمیقی وجود ندارد که شما را به سرنوشت آن‌ها علاقه‌مند کند. سیستم هدیه دادن و افزایش سطح دوستی، صرفاً یک فرآیند مکانیکی برای پر کردن یک نوار است، نه شکل‌گیری یک رابطه مجازیِ معنادار. وقتی دنیای یک بازی شبیه‌ساز زندگی فاقد شخصیت‌های جذاب باشد، احساس تنهایی و پوچی خیلی زود بر بازیکن غلبه می‌کند.

بررسی بازی Blasphemous 2
خواندن

نتیجه‌گیری نهایی

بازی Starsand Island نمونه بارزِ اثری است که پتانسیل‌های خود را فدای تقلید کورکورانه و طراحی‌های سطحی کرده است. سازندگان تصور کرده‌اند که با قرار دادن چند کاپی‌بارای بامزه و یک گرافیک آرامش‌بخش، می‌توانند تمام ضعف‌های بنیادین گیم‌پلی را بپوشانند. اما واقعیت این است که کشاورزیِ بدون چالش، اقتصادِ نامتوازن، کاوش‌های توخالی و شخصیت‌های بی‌روح، این جزیره را از یک «بهشت ساحلی» به یک «زندانِ تکراری» تبدیل کرده‌اند. اگر هیچ بازی دیگری در این ژانر تجربه نکرده‌اید، شاید بتوانید برای چند ساعت با حیوانات آن سرگرم شوید؛ اما برای کسانی که طعم شاهکارهای سبک لایف‌سیم را چشیده‌اند، Starsand Island یک عقب‌گرد کامل است که ارزش وقت و هزینه شما را ندارد. این بازی ثابت می‌کند که آرامش‌بخش بودن به معنای خسته‌کننده بودن نیست و یک بازیِ کژوال نیز برای موفقیت، نیازمند عمق و روح است؛ دو عنصری که در این جزیره شنی به شدت غایب هستند.

بررسی بازی Starsand Island

بازی Starsand Island یک شبیه‌ساز زندگیِ زیبا اما به شدت توخالی است. اگرچه ظاهر جذاب و حیوانات بامزه‌ای دارد، اما فقرِ محتوا، مکانیزم‌های خسته‌کننده و فقدان روح در تعاملات اجتماعی، آن را به تجربه‌ای تبدیل کرده است که خیلی زود شما را دلزده می‌کند. یک سرابِ آرامش‌بخش که هیچ عمقی برای غرق شدن در آن وجود ندارد.

گرافیک رنگارنگ، چشم‌نواز و استایل هنری جذاب.
حضور کاپی‌باراها و حیوانات خانگی که در ساعات اولیه بسیار بامزه هستند.
موسیقی متن ملایم و آرامش‌بخش در پس‌زمینه.
عمق بسیار کم مکانیزم‌های کشاورزی، ماهیگیری و ساخت‌وساز.

ساکنان جزیره (NPC) کاملاً بی‌روح با دیالوگ‌های تکراری و خسته‌کننده.
سیستم انرژی (Stamina) نامتوازن که ریتم بازی را فرسایشی می‌کند.
محیط‌های توخالی مانند جنگل مهتابی که ارزش کاوش ندارند.
روند بازی به شدت تکراری (Grindy) بدون ارائه پاداش‌های معنادار.

امتیاز بازی : 5 [معمولی ]
صبر کنید! بهتر است به آنچه که می‌خواهید برایش هزینه کنید به‌خوبی فکر کنید! این نوع بازی‌ها احتمالا پس از گذشت یک روز از تجربه‌شان به‌کلی فراموش می‌شوند و ممکن است بیشتر جای خالی اسکناس‌های‌تان و زمان سپری شده حس شود! این بازی‌ها «افتضاح» نیستند اما عنوان «خوبی» نیز نمی‌توانند یاد شوند؛ با این وجود مشکلات بیشتر از مزیت‌ها دیده‌ می‌شوند.
معمولی
عضویت
اطلاع از
guest

0 Comments
بیشترین رای
جدیدترین دیدگاه‌ها قدیمی‌ترین دیدگاه‌ها
Inline Feedbacks
دیدن همه دیدگاه‌ها
دکمه بازگشت به بالا
0
Would love your thoughts, please comment.x