نقد و بررسی

بررسی بازی Horripilant

کلیکری در اعماق جنون!

وقتی صحبت از ژانر بازی‌های «آیدلر» (Idle) یا «کلیکر» (Clicker) به میان می‌آید، ناخودآگاه به یاد عناوین موبایلی کژوال، رنگارنگ و بی‌دغدغه‌ای می‌افتیم که هدفشان صرفا پر کردن اوقات فراغت و تماشای بالا رفتن اعداد روی صفحه است. آثاری که در آن‌ها با کلیک کردن روی یک کلوچه یا مدیریت یک مزرعه کارتونی، زمان خود را سپری می‌کنیم. اما چه اتفاقی می‌افتد اگر این فرمول اعتیادآور و ساده را با مفاهیم عمیق روان‌شناختی، وحشت بقا (Survival Horror) و یک فانتزی تاریک و بی‌رحمانه ترکیب کنیم؟ استودیوی مستقل Pas Game Studio با همکاری Black Lantern Collective دقیقا دست به همین آزمایش خطرناک و جسورانه زده است. نتیجه این آزمایش، تولد اثری به نام Horripilant است؛ یک بازی مستقل که تمام پیش‌فرض‌های شما را از یک عنوان کلیکر در هم می‌شکند و شما را به یک سیاه‌چاله‌ فراموش‌شده پرتاب می‌کند.

در وب‌سایت پیکسل آرتس، ما همیشه به دنبال آثاری هستیم که مرزهای سبک‌های شناخته‌شده را جابه‌جا می‌کنند. بازی Horripilant اثری است که با شعار جاه‌طلبانه «خدای خود را بکش تا لایق شوی»، از همان ابتدا نشان می‌دهد که قرار نیست با یک بازی آرامش‌بخش روبرو باشیم. این عنوان یک سفر دلهره‌آور، عجیب و به‌شدت اعتیادآور است که روان شما را درگیر می‌کند. اگر فکر می‌کنید تماشای ارتقای تجهیزات و جمع‌آوری منابع نمی‌تواند با ترس و اضطراب همراه باشد، در ادامه این نقد و بررسی با ما همراه باشید تا ثابت کنیم چرا این بازی یکی از خاص‌ترین تجربه‌های مستقل امسال است.

Horripilant 2

داستان و فضاسازی؛ رازی خفته در دل سیاه‌چاله‌ها

یکی از بزرگ‌ترین شگفتی‌های Horripilant، تمرکز غیرمنتظره آن بر روی داستان‌سرایی و فضاسازی (Atmosphere) است؛ عنصری که در ۹۹ درصد بازی‌های این ژانر کاملا نادیده گرفته می‌شود. شما بازی را در نقش یک شوالیه پیر، فرسوده و زره‌پوش آغاز می‌کنید که بدون هیچ خاطره‌ای در تاریک‌ترین و عمیق‌ترین نقطه یک سیاه‌چاله‌ متروکه بیدار می‌شود. هیچ میان‌پرده سینمایی طولانی یا راوی حماسه‌سرایی وجود ندارد که گذشته شما را توضیح دهد. تنها چیزی که حس می‌کنید، بوی تعفن، تاریکی مطلق و صدای زمزمه‌هایی است که از دیوارها به گوش می‌رسد و نام شما را صدا می‌زند.

بررسی بازی eFootball PES 2021 Season Update
خواندن

در همان ابتدای کار، چشمتان به یک درخت عجیب می‌افتد؛ درختی که برخلاف تمام قوانین طبیعت، در دل تاریکی رشد کرده است. صدایی در سرتان به شما دستور می‌دهد که به این درخت ضربه بزنید. با هر ضربه، شاخه‌ای می‌شکند و این آغاز چرخه بی‌پایان شما در این جهنم است. روایت داستان در Horripilant به شدت مینیمال و مبتنی بر داستان‌سرایی محیطی (Environmental Storytelling) است. شما در طول مسیر با شخصیت‌های بسیار عجیب و غریب و اشیای صورت‌داری روبرو می‌شوید که دیالوگ‌های کوتاه اما به شدت فلسفی و مورمورکننده‌ای را بیان می‌کنند.

ترس در این بازی از نوع «جامپ‌اسکر» (Jump Scare) نیست؛ بلکه یک «وحشت روان‌شناختی» (Psychological Horror) است که به آرامی زیر پوست شما می‌خزد. انزوا، تاریکی و اجبار برای پایین رفتن در پله‌های این سیاه‌چاله برای رسیدن به خدایی که باید کشته شود، اتمسفری به شدت سنگین خلق کرده است. سازندگان به خوبی توانسته‌اند حس گم‌گشتگی و پوچی را با ذات تکرارشونده مکانیزم‌های کلیکر پیوند بزنند و داستانی خلق کنند که تا آخرین لحظه شما را برای کشف حقیقت تشنه نگه می‌دارد.

گیم‌پلی؛ چرخه بی‌پایان بقا، ارتقا و گوشت!

هسته اصلی گیم‌پلی Horripilant ترکیبی ماهرانه از سبک‌های آیدلر افزایشی (Incremental Idler)، مدیریت منابع و مبارزات خودکار (Auto-Battler) است. با وجود فضای تاریک بازی، مکانیزم‌های پایه همان چیزی است که از این ژانر انتظار دارید: شما باید منابع جمع کنید، تجهیزات خود را ارتقا دهید و قوی‌تر شوید. اما نحوه پیاده‌سازی این سیستم‌ها در اینجا بسیار متفاوت و متناسب با تم بازی است.

شما برای بقا در این سیاه‌چاله هزار طبقه، به منابعی نظیر چوب، سنگ و فلز نیاز دارید. با کلیک کردن و جمع‌آوری این منابع اولیه، می‌توانید زره، کلاه‌خود و شمشیر شوالیه خود را ارتقا دهید. اما بخش مبارزات، جایی است که بازی روی تاریک‌تر خود را نشان می‌دهد. مبارزات به صورت خودکار انجام می‌شوند و شوالیه شما بی‌رحمانه با هیولاهای گروتسک و وحشتناک درگیر می‌شود. با شکست دادن هر هیولا، شما «گوشت» (Meat) به دست می‌آورید! گوشت در این بازی حکم یک ارز حیاتی را دارد که با استفاده از آن می‌توانید ظرفیت نگهداری منابع خود را افزایش دهید. چرخه تبدیل هیولاها به گوشت و استفاده از آن برای پیشرفت، حس انزجار و در عین حال قدرتی عجیب به بازیکن می‌دهد.

بررسی بازی Lies of P
خواندن

سیستم «تولد دوباره» (Rebirth) که پای ثابت بازی‌های کلیکر است، در اینجا نیز با ظرافت حضور دارد. وقتی در اعماق سیاه‌چاله به بن‌بست می‌رسید و روند پیشرفتتان کند می‌شود، می‌توانید با ریست کردن پیشرفت خود، کریستال‌های ویژه‌ای دریافت کنید. این کریستال‌ها سرعت جمع‌آوری منابع و قدرت شما را در دور بعدی به شکل چشمگیری افزایش می‌دهند. یکی از بزرگ‌ترین نقاط قوت Horripilant، بالانس عالی این سیستم است. بازی به شما اجازه می‌دهد تا با ارتقای درست، در زمان‌هایی که در بازی حضور ندارید (Offline Progress) نیز منابع جمع کنید. این موضوع باعث می‌شود تا بازی به جای تبدیل شدن به یک کار اجباری و خسته‌کننده، به یک تجربه مکمل تبدیل شود که می‌توانید در کنار کارهای روزمره خود از آن لذت ببرید و از تماشای رشد تصاعدی اعداد لذت ببرید.

طراحی مراحل و معماها؛ خروج از منطقه امن آیدلرها

چیزی که Horripilant را از ده‌ها کلونِ مشابه متمایز می‌کند و به آن عمق می‌بخشد، اضافه شدن المان‌های معمایی و اشاره و کلیک (Point & Click) به ساختار بازی است. شما صرفا قرار نیست به یک درخت ضربه بزنید یا ارتقای شمشیر را تماشا کنید. در طول پایین رفتن در طبقات سیاه‌چاله، مسیر شما توسط پازل‌های محیطی و معماهای متنی مسدود می‌شود.

این معماها معمولا به صورت سرنخ‌های گنگ و مرموز ارائه می‌شوند. برای مثال، بازی به شما می‌گوید: «چیزی به چشمان تو نگاه می‌کند.» و شما باید با بررسی دقیق محیط تاریک کمپ خود یا استفاده از آیتم‌های مصرفی (Consumables) که از هیولاها به دست آورده‌اید، راه حلی برای عبور پیدا کنید. حضور این پازل‌ها ریتم تکراری گیم‌پلی را می‌شکند و مغز بازیکن را درگیر می‌کند. با این حال، باید اعتراف کرد که طراحی برخی از این معماها از مشکل «منطق گنگ» (Moon Logic) رنج می‌برد. گاهی اوقات راه حل یک معما به قدری دور از ذهن و غیرمنطقی است که ممکن است باعث توقف طولانی‌مدت پیشرفت شما شود. عدم وجود راه‌حل‌های جایگزین برای پازل‌ها یکی از معدود نقاط ضعف بازی است که گاهی می‌تواند حس غوطه‌وری (Immersion) بازیکن را خدشه‌دار کند. با این وجود، تلاش سازندگان برای تلفیق پازل و سبک کلیکر بسیار ستودنی و شجاعانه است.

بررسی بازی Starfield
خواندن

گرافیک و موسیقی؛ سمفونی وحشت پیکسلی و فولاد سرد

از منظر بصری، Horripilant یک شاهکار در سبک مینیمالیسم و هنر پیکسلی (Pixel Graphics) محسوب می‌شود. طراحی هنری بازی به شدت کثیف، خشن و تاریک است. پالت رنگی محدود به رنگ‌های مرده، خاکستری، قهوه‌ای و قرمزِ خون است که به بهترین شکل ممکن حس خفگیِ یک سیاه‌چاله را منتقل می‌کند. طراحی هیولاها کاملا خلاقانه و در عین حال چندش‌آور است؛ موجوداتی که گویی از کابوس‌های یک ذهن بیمار بیرون آمده‌اند. رابط کاربری (UI) بازی برخلاف سایر بازی‌های کلیکر که پر از دکمه‌های پرزرق‌وبرق هستند، کاملا با محیط یکپارچه شده و حس کلاسیک بازی‌های نقش‌آفرینی قدیمی را تداعی می‌کند.

اما بخش مهم‌تر، صداگذاری و موسیقی بازی است. Horripilant ثابت می‌کند که برای ترساندن نیازی به افکت‌های صوتی بلند ندارید. صدای برخورد مداوم شمشیر با زره، صدای خرد شدن سنگ‌ها و ناله‌های دوردست هیولاها، یک هارمونی عجیب و هیپنوتیزم‌کننده ایجاد می‌کنند. موسیقی متن بازی (Ambient Soundtrack) به شدت سنگین و اتمسفریک است. ترکیب این موسیقی با چرخه تکراری کلیک کردن، یک حالت مدیتیشن تاریک را برای بازیکن به ارمغان می‌آورد؛ تا جایی که بسیاری از بازیکنان تجربه این بازی را روشی عجیب اما موثر برای تمرکز و حتی کنار آمدن با استرس‌های روزمره توصیف کرده‌اند.

Horripilant 1

ارزش تکرار و تجربه کاربری؛ آیا ارزش وقت شما را دارد؟

وقتی بازی را به اتمام رساندید و داستانِ مرموز آن به سرانجام رسید، Horripilant شما را رها نمی‌کند. بازی دارای یک حالت بی‌نهایت (Endless Mode) روی همان فایل ذخیره است که به شما اجازه می‌دهد تا محدودیت‌های سیستم را آزمایش کنید و ببینید اعداد تا کجا می‌توانند رشد کنند. برای کسانی که به دنبال حس قدرت بی‌نهایت (Power Fantasy) هستند، این بخش ارزش تکرار بازی را به شدت بالا می‌برد.

بررسی بازی Tides of Tomorrow
خواندن

با این حال، باید در نظر داشت که این بازی برای همه ساخته نشده است. اگر به دنبال یک اکشن نفس‌گیر یا داستانی خطی و واضح هستید، قطعا ناامید خواهید شد. ماهیت بازی ایجاب می‌کند که گاهی برای رسیدن به هدف بعدی، ساعت‌ها صبر کنید یا از ابزارهای کمکی (مانند Auto-Clicker) استفاده کنید تا از فرسودگی انگشتان خود جلوگیری کنید! بازی به طور کلی احترام زیادی برای وقت بازیکن قائل است و سیستم پیشرفت آفلاین آن به خوبی کار می‌کند، اما در اواخر بازی، چرخه ارتقا و جمع‌آوری گوشت می‌تواند کمی یکنواخت و قابل‌پیش‌بینی شود.

نتیجه‌گیری

بازی Horripilant یک دگرگونی بی‌نظیر و جسورانه در ژانر آیدلر و کلیکر است. استودیوی Pas Game Studio نشان داد که چگونه می‌توان مکانیزم‌های ساده تکرارشونده را به ابزاری برای روایت یک داستان تاریک و القای وحشت روان‌شناختی تبدیل کرد. این بازی با طراحی هنری گرانج، موسیقی متن مسحورکننده و سیستم پیشرفت بسیار روان و اعتیادآور خود، شما را در یک سیاه‌چاله‌ مجازی زندانی می‌کند و تا زمانی که «خدای خود را نکشید»، رهایتان نخواهد کرد. با وجود برخی ضعف‌ها در منطق معماها و تکراری شدن اواخر بازی، Horripilant تجربه‌ای است که هر گیمرِ علاقه‌مند به فضاهای تاریک و بازی‌های مدیریتی باید آن را امتحان کند. پیکسل آرتس تجربه این کابوس پیکسلی را به شدت توصیه می‌کند.

بررسی بازی Horripilant
انتخاب سردبیر

بازی Horripilant مرزهای ژانر آیدلر را می‌شکند و یک شبیه‌ساز بقای تاریک و فلسفی را در قالب یک کلیکر اعتیادآور ارائه می‌دهد. اگر از تماشای رشد اعداد در کنار مبارزه با هیولاهای کابوس‌وار و حل معماهای محیطی لذت می‌برید، این سفر در اعماق جنون را به هیچ‌وجه از دست ندهید.

اتمسفر تاریک، گیرا و وحشت روان‌شناختی بی‌نظیر.
تلفیق شجاعانه مکانیزم‌های کلیکر با پازل‌های اشاره و کلیک.
سیستم پیشرفت (Progression) بسیار روان و پاداش‌دهنده.
طراحی هنری پیکسلی منحصربه‌فرد و موسیقی متن هیپنوتیزم‌کننده.
تکراری شدن بیش از حد چرخه ارتقا در ساعات پایانی بازی.
منطق گنگ و غیرقابل‌فهم در طراحی برخی از معماها.

امتیاز بازی : 8.8 [عالی ]
این بازی ارزش زمان و هزینه شما را دارد. این بازی تغییری «پایه‌ای» در ژانر خود ایجاد نمی‌کند و تنها به تقویت پایه‌های گذاشته شده توسط بازی‌های بزرگ بسنده می‌کند. مطمئنا طرفداران ژانر بازی از آن لذت می‌برند. در این بین مشکلاتی نیز در بازی دیده می‌شود که البته بخاطر کیفیت دیگر بخش‌ها، تاثیر آن‌ها را به‌ندرت حس می‌کنیم. ممکن است در این بین مشکلاتی وجود داشته باشد اما به‌هیچ‌عنوان به تجربه اصلی بازی لطمه‌ای وارد نمی‌کند.
عالی
عضویت
اطلاع از
guest

0 Comments
بیشترین رای
جدیدترین دیدگاه‌ها قدیمی‌ترین دیدگاه‌ها
Inline Feedbacks
دیدن همه دیدگاه‌ها
دکمه بازگشت به بالا
0
Would love your thoughts, please comment.x