بیایید رو راست باشیم؛ اعتماد، سختترین چیزی است که میتوان دوباره به دست آورد. پس از عرضهی فاجعهبار Battlefield 2042، رابطهی استودیوی DICE و جامعهی طرفداران به تاریکترین نقطهی تاریخ خود رسید. وعدههای توخالی، حذف سیستم کلاسبندی محبوب و نقشههایی که بیشتر شبیه زمین فوتبال خالی بودند تا میدان نبرد، باعث شد که بسیاری مرگ این فرنچایز افسانهای را پیشبینی کنند.
دایس (DICE) و الکترونیک آرتز (EA) با پشت کردن به ترندهای عجیب و غریب «قهرمانمحور»، تصمیم گرفتند به تنها چیزی که بلد هستند بازگردند: جنگ تمامعیار. پس از گذراندن ساعات طولانی در سرورهای شلوغ، زیر آتش توپخانه و در میان گرد و خاک ساختمانهای در حال فروپاشی، میتوانم با نفسی راحت بگویم: بتلفیلد برگشته است. اما این بازگشت، بدون خراش و زخم نیست.
خداحافظ قهرمانان، سلام سربازان
اولین و مهمترین خبری که باید به شما بدهم این است: «اسپشیالیستها» (Specialists) مردهاند و امیدوارم در قبری عمیق دفن شده باشند. Battlefield 6 با افتخار سیستم کلاسیک چهار کلاسه (Assault, Engineer, Support, Recon) را بازگردانده است. شما دیگر یک شخصیت خاص با دیالوگهای نوجوانپسند نیستید؛ شما یک سرباز بینام و نشان در یک ارتش بزرگ هستید.
این تغییر به ظاهر ساده، تاثیر عمیقی بر جریان گیمپلی گذاشته است. حالا وقتی یک همتیمی را با آیکون «Support» میبینید، مطمئن هستید که او جعبه مهمات دارد. وقتی یک «Medic» به سمت شما میدود، میدانید که ابزار احیا (Defib) همراهش است. این خوانایی میدان نبرد که در نسخه قبل گم شده بود، حالا باعث شده که همکاری تیمی (Teamwork) دوباره معنا پیدا کند. اسکوادها دیگر مجموعهای از گرگهای تنها نیستند، بلکه واحدهای تاکتیکی هستند که برای بقا به ابزارهای مکمل یکدیگر نیاز دارند.
سمفونی تخریب: Levolution 2.0؟ نه، چیزی فراتر
اگر نسخه قبل را به خاطر نقشههای پلاستیکی و نشکناش به یاد میآوریم، Battlefield 6 میخواهد با تخریبپذیریاش در یادها بماند. موتور گرافیکی فراستبایت (Frostbite) جدید، سیستم تخریبی را ارائه میدهد که یادآور روزهای اوج Bad Company 2 است، اما با مقیاسی بسیار بزرگتر.
دیگر خبری از انیمیشنهای از پیش تعیین شده (Scripted) برای فروریختن ساختمانها نیست. حالا تخریب، پویا و رویهای (Procedural) است. اگر با تانک به گوشهی یک ساختمان شلیک کنید، دقیقاً همان گوشه با فیزیک واقعگرایانه فرو میریزد. حفرههایی که در دیوارها ایجاد میکنید، خطوط دید (Sightlines) جدیدی برای تکتیراندازها باز میکنند.
در یکی از نقشههای بازی که در یک شهر ساحلی اروپایی جریان دارد، شاهد بودم که چگونه بمباران هوایی باعث شد یک هتل لوکس طبقه به طبقه ویران شود و آوار آن خیابان پایین را مسدود کند، که عملاً مسیر حرکت تانکهای دشمن را بست. این یعنی میدان نبرد در دقیقهی اول بازی با دقیقهی بیستم، کاملاً متفاوت است. گرد و خاک حاصل از انفجارها نیز صرفاً افکت بصری نیست؛ بلکه دید را کور میکند و تاکتیکها را تغییر میدهد.
گانپلی: سنگین، پرصدا و مرگبار
حس تیراندازی (Gunplay) در Battlefield 6 یک وزن محسوس دارد. لگد اسلحهها (Recoil) بیشتر شده و کنترل آنها نیازمند مهارت است. صداگذاری، که همیشه نقطه قوت دایس بوده، اینجا به اوج کمال رسیده است. صدای صفیر گلولهای که از کنار گوشتان رد میشود یا غرش تانکها از فاصلهی دور، مو بر تنتان سیخ میکند. ویژگی «تأخیر صوتی» (Audio Distance Delay) باعث میشود انفجارهای دوردست را چند ثانیه بعد از دیدن نورشان بشنوید، که حس واقعگرایی بینظیری به بازی میدهد.
Time to Kill (TTK) یا زمان لازم برای کشتن دشمن، نسبت به BFV سریعتر و نسبت به ۲۰۴۲ کندتر شده است. این تعادل باعث شده که شما فرصت واکنش داشته باشید، اما نه آنقدر که احساس کنید دشمنان اسفنج جذب گلوله هستند.
نقشهها: درسهایی که آموخته شد
دایس بالاخره فهمید که «بزرگتر» همیشه به معنای «بهتر» نیست. نقشههای Battlefield 6 متراکمتر شدهاند. دیگر لازم نیست پنج دقیقه در یک دشت خالی بدوید تا تیری به سرتان بخورد. طراحی مراحل بر اساس فلسفهی «نقاط درگیری» (Choke Points) انجام شده است. هر نقشه ترکیبی از فضاهای باز برای نبرد وسایل نقلیه و محیطهای بسته و پیچدرپیچ برای نبرد پیادهنظام است.
با این حال، تعداد نقشهها در زمان عرضه (۱۰ نقشه) کمی ناامیدکننده است. با اینکه کیفیت آنها بالاست، اما پس از حدود ۲۰ ساعت بازی، احساس تکرار به سراغتان میآید و باید منتظر محتوای فصلی باشید.
لکههای روی پوتین
اگر Battlefield 6 اینقدر خوب است، چرا نمره کامل نمیگیرد؟ پاسخ در جزئیات فنی و سیاستهای اقتصادی EA نهفته است.
اول از همه، باگها. این یک سنت ناخوشایند در سری بتلفیلد است و نسخه ششم هم مستثنی نیست. گلیچهای بصری، فرو رفتن اجساد در دیوار، و گاهی اوقات مشکلات سرور (Rubber banding) در لحظات شلوغ، هنوز هم وجود دارند. البته وضعیت به هیچ وجه به فاجعهباری لانچ ۲۰۴۲ نیست، اما برای یک بازی AAA با این قیمت، انتظار پولیش بیشتری میرفت.
دوم، سیستم پیشرفت (Progression) و بتلپس. منوی بازی همچنان شلوغ و گیجکننده است و تمرکز بیش از حد روی فروش اسکینهای رنگارنگ (که خوشبختانه هنوز خیلی فانتزی نشدهاند) کمی توی ذوق میزند. سیستم باز کردن قطعات اسلحه (Attachments) نیز گاهی اوقات به یک «گریند» (Grind) طولانی و خستهکننده تبدیل میشود که به نظر میرسد عمداً برای هل دادن بازیکنان به سمت خریدهای درونبرنامهای طراحی شده است.
و در نهایت، هوش مصنوعی باتها (Bots) که برای پر کردن سرورها استفاده میشوند، هنوز جای کار دارد. آنها یا مثل احمقها به دیوار خیره میشوند یا مثل جان ویک از فاصلهی ۵۰۰ متری شما را هدشات میکنند. حد وسطی وجود ندارد.
جمعبندی: بازگشت پادشاه (با کمی لنگیدن)
Battlefield 6 انقلابی نیست، بلکه یک «بازسازی» (Restoration) است. این بازی دقیقاً همان چیزی است که طرفداران سالها فریاد میزدند: یک شوتر نظامی مدرن، متکی بر کلاسها، با تخریبپذیری دیوانهوار و اتمسفر سنگین جنگی.
دایس با BF6 ریسک زیادی نکرده است؛ آنها فرمول برنده Battlefield 3 و ۴ را برداشته، گرافیک نسل نهمی به آن تزریق کرده و جلوی پای ما گذاشتهاند. و میدانید چیست؟ این دقیقاً همان چیزی بود که ما میخواستیم. اگر میتوانید از باگهای روزهای اول و سیستم درآمدزایی آزاردهنده چشمپوشی کنید، این بهترین تجربه بتلفیلد در یک دهه اخیر است.
جنگ تمام عیار بازگشته است، و چه خوب که دوباره یونیفرم سربازان عادی را به تن میکنیم.
این بازی دقیقاً همان چیزی است که طرفداران سالها فریاد میزدند: یک شوتر نظامی مدرن، متکی بر کلاسها، با تخریبپذیری دیوانهوار و اتمسفر سنگین جنگی. دایس با BF6 ریسک زیادی نکرده است؛ آنها فرمول برنده Battlefield 3 و 4 را برداشته، گرافیک نسل نهمی به آن تزریق کرده و جلوی پای ما گذاشتهاند. و میدانید چیست؟ این دقیقاً همان چیزی بود که ما میخواستیم. اگر میتوانید از باگهای روزهای اول و سیستم درآمدزایی آزاردهنده چشمپوشی کنید، این بهترین تجربه بتلفیلد در یک دهه اخیر است. جنگ تمام عیار بازگشته است، و چه خوب که دوباره یونیفرم سربازان عادی را به تن میکنیم.
+ سیستم تخریبپذیری پویا و بینظیر که روند گیمپلی را تغییر میدهد
+ طراحی صدای شاهکار و گانپلی سنگین و رضایتبخش
+ طراحی نقشهها با تمرکز بر تراکم و جریان نبرد (Flow) بهتر
+ گرافیک خیرهکننده و نورپردازی واقعگرایانه
- تنوع کم نقشهها در زمان انتشار
- سیستم پیشرفت کند و تمرکز بر خریدهای درونبرنامهای
- هوش مصنوعی نامتعادل