افسانههای فولکلور اسلاو (Slavic Folklore) با هیولاهای عجیب و غریب و جنگلهای تاریکشان، همواره پتانسیل عظیمی برای تبدیل شدن به بازیهای ویدیویی داشتهاند. اگرچه سری The Witcher این اسطورهها را به جریان اصلی (Mainstream) معرفی کرد، اما هنوز هم فضای زیادی برای کاوش در داستانهای موجوداتی نظیر «لِشی» (Leshy)، «دوموووی» (Domovoy) و «کوشچی» (Koschei) وجود دارد. بازی Folk Hero با دست گذاشتن روی همین منبع غنی، یک اکشن-اسلشرِ با المانهای روگلایت (Rogue-lite) را ارائه میدهد که شما را به جزیرهی اسرارآمیز بویان (Buyan) میفرستد. سازندگان با الهامگیریِ واضح از شاهکارهایی نظیر Hades و Dead Cells، تلاش کردهاند تا مبارزاتی سریع و مهارتمحور را در یک قالب گرافیکی پیکسلی و نوستالژیک پیادهسازی کنند. در وبسایت پیکسل آرتس، شمشیر خود را تیز کرده و به قلب این جنگلهای جادویی زدهایم تا ببینیم آیا این قهرمان مردمی میتواند در میان غولهای سبک روگلایت خودی نشان دهد یا خیر.
سیستم مبارزات و رونها؛ وقتی سولزلایک با جادو ترکیب میشود
نقطه قوت اصلی Folk Hero، هستهی مبارزاتِ (Combat System) استخواندار و واکنشگرایِ آن است. بازی خود را یک تجربهی «سولز-لایک» (Souls-like) در نمای بالا به پایین معرفی میکند و این ادعا تا حد زیادی درست است. شما به حملات سبک و سنگین، جاخالی دادن (Dash)، دفاع و البته مکانیزمِ حیاتیِ دفع حمله (Parry) دسترسی دارید. کنترلها به شدت دقیق و پاسخگو هستند و اشتباهاتِ شما در زمانبندی، بلافاصله با ضربات مهلک دشمنان مجازات میشود.
اما چیزی که به مبارزات عمق میبخشد، سیستم ترکیب رونهای جادویی (Elemental Runes) است. ایده درخشان بازی این است که رونِ دوم، رونِ اول را تقویت (Buff) میکند. این مکانیزم به بازیکن اجازه میدهد تا با ترکیب عناصر مختلف، بیلدهای (Builds) خلاقانه و قدرتمندی بسازد. پیدا کردن سینرژیِ مناسب بین کلاس کاراکتر، سلاحها و این رونها، لذتبخشترین بخشِ پیشرفت در بازی است. یکی دیگر از جزئیات جذاب مبارزات، وجود «آتش دوستانه» (Friendly Fire) در میان دشمنان است؛ شما میتوانید با جایگیریِ هوشمندانه، هیولاها را فریب دهید تا به یکدیگر ضربه بزنند که این موضوع لایهای تاکتیکی به شلوغیِ نبردها اضافه میکند.
پیشرفتِ کُند و چالشهای نامتوازن؛ سدِ راهِ اعتیادآوری
یک روگلایتِ موفق، نیازمند یک حلقهی پیشرفت (Progression Loop) اعتیادآور و بالانسِ دقیقِ درجه سختی است؛ دقیقاً همانجایی که Folk Hero شروع به لغزیدن میکند. بازی دارای مکانیزم مرگ دائمی (Permadeath) است و پس از هر بار مردن، شما به کمپ اصلی بازمیگردید تا با امتیازاتی که کسب کردهاید، قهرمانان و مهارتهای جدیدی را ارتقا دهید. اما مشکل اینجاست که باز کردن کلاسهای جدید به شدت کُند و فرسایشی (Grindy) است. ممکن است دهها دور (Run) بازی کنید و ساعتها وقت بگذارید، اما هنوز نتوانید کلاس جدیدی را آزاد کنید که این موضوع انگیزه بازیکن را برای ادامهی مسیر کاهش میدهد.
همچنین، منحنی درجه سختی (Difficulty Curve) بازی به شدت نامتوازن است. شما در طول گشتوگذار در محیط، هیولاها و مابهای (Mobs) معمولی را به راحتی و بدون چالش خاصی از بین میبرید، اما به محض رسیدن به برخی از باسفایتها، با یک افزایشِ ناگهانی و غیرمنطقی در درجه سختی روبرو میشوید. این تضاد باعث میشود تا بازیکن نتواند مهارتهای خود را به صورت تدریجی برای باسها آماده کند. یکی دیگر از تصمیماتِ اعصابخردکن در طراحی، ناپدید شدن سریعِ لوتها (Drops) در حین مبارزه است؛ این موضوع شما را مجبور میکند تا برای برداشتن آیتمها در میانهی یک نبردِ سخت، دست به ریسکهای غیرمنطقی بزنید که در بالاترین درجهی سختی، به شدت تنبیهکننده و ناعادلانه احساس میشود.
گشتوگذار و طراحی مراحل؛ اسیر در هزارتویی آشنا
از نظر بصری، Folk Hero با استفاده از هنر پیکسلی (Pixel Art) بسیار زیبا، انیمیشنهای روان و طراحیِ متمایزِ باسها که مستقیماً از دل افسانههای اسلاو بیرون آمدهاند، چشمها را نوازش میدهد. محیطهای بازی شامل جنگلهای مرموز، باتلاقها و قلعهی کوشچی است.
با این حال، به دلیل ضعف در سیستم تولید رویهای (Procedural Generation)، گشتوگذار در این محیطهای زیبا خیلی زود رنگ تکرار به خود میگیرد. شما پس از چند ساعت متوجه میشوید که در حال برخورد با رویدادها (Events) و لوتهای کاملاً یکسانی هستید. عدم امکان تبدیل یا تخریبِ طلسمها (Relics) برای کسب پول، باعث میشود بسیاری از آیتمهایی که با بیلدِ فعلیِ شما همخوانی ندارند، عملاً بیمصرف باقی بمانند و گشتوگذار پاداشِ مناسبی به همراه نداشته باشد. همچنین جابهجایی بین بخشهای مختلف نقشه، نیازمند ایستادن در نقاط بسیار مشخصی در لبهی تصویر است که ریتمِ حرکتِ بازیکن را بیدلیل کُند میکند.
نتیجهگیری نهایی
بازی Folk Hero یک تجربه اکشن-روگلایتِ سرگرمکننده است که یادآور آثاری نظیر Children of Morta است، اما نمیتواند به قلههای آن دست پیدا کند. ترکیب افسانههای اسلاو با یک سیستم مبارزاتِ درگیرکننده و ایده جذابِ ترکیبِ رونها، به راحتی میتواند حدود ۱۰ تا ۱۵ ساعت شما را سرگرم کند. با این وجود، مشکلاتی نظیر پیشرفتِ بسیار کُند در باز کردن کلاسها، درجه سختیِ متناقض و تکراری شدنِ رویدادهای نقشه، مانع از آن میشوند که این بازی به یک اثرِ با ارزشِ تکرارِ بینهایت (مانند Hades) تبدیل شود. اگر به دنبال یک زنگ تفریحِ چالشبرانگیز در دنیای هنر پیکسلی هستید و از مبارزات سولزلایکِ ایزومتریک لذت میبرید، Folk Hero با وجود تمام نقصهایش، ارزش تجربه کردن را دارد.
بازی Folk Hero یک اکشنِ روگلایت با مبارزات استخواندار و اتمسفری زیباست که پتانسیلهای بالایی در سیستم شخصیسازی (رونها) دارد. اگرچه مشکلاتی در بالانس درجه سختی و پیشرفتِ کُندِ بازیکن به چشم میخورد که باعث میشود بازی پس از ۱۰ ساعت به ورطه تکرار بیفتد، اما همچنان تجربهای سرگرمکننده برای طرفدارانِ مبارزاتِ ایزومتریک محسوب میشود.
سیستم مبارزات پاسخگو، مهارتمحور و رضایتبخش (به همراه مکانیزم Friendly Fire میان دشمنان).
سیستم خلاقانه و درخشانِ ترکیب رونها (Runes) که عمق خوبی به بیلدها میبخشد.
نامتوازن بودنِ درجه سختی (مابهای بسیار آسان در مقابل باسهای به شدت سخت).
ناپدید شدن لوتها در حین مبارزه که بازیکن را به ریسکهای بیمورد وادار میکند.
تکراری شدن سریعِ رویدادهای محیطی و عدم امکان تبدیل آیتمهای بیمصرف به ارزِ درون بازی.