ژانر «روگلایک دکبیلدر» (Roguelike Deckbuilder) پس از درخشش عناوینی چون Slay the Spire به یکی از شلوغترین و پرطرفدارترین سبکهای بازیهای مستقل تبدیل شده است. هر ساله دهها بازی با الهام از این فرمول منتشر میشوند، اما تنها آنهایی موفق به بقا میشوند که بتوانند پیچشی خلاقانه (Twist) در مکانیزمهای پایه ایجاد کنند. بازی Dreamcards اثری است که با انتخاب تم روانشناختی و جذابِ «خواب و رویا»، سعی دارد خود را از زیر سایه غولهای این ژانر بیرون بکشد. این بازی یک دکبیلدر باطنی و مرموز (Esoteric) است که شما را به دنیای رویاها میبرد؛ جایی که باید با استفاده از کارتها، بر کابوسهای شبانه غلبه کنید و رازهای پنهان یک معمای بزرگ را کشف نمایید.
در وبسایت پیکسل آرتس، ما همیشه از ایدههای نوآورانه در ژانر کارتبازی استقبال میکنیم. Dreamcards با تقسیم کردن گیمپلی به دو بخش مجزای روز و شب، و ارائه مکانیزم خرید کارت در حین مسابقه، تلاش میکند تا تجربهای پویا و غیرقابل پیشبینی خلق کند. اما آیا این ایدههای جاهطلبانه در عمل نیز به یک شاهکار تبدیل شدهاند یا زیر بار مشکلات فنی و طراحی کمر خم میکنند؟ در ادامه با ما همراه باشید تا به کالبدشکافی این رویای پیکسلی بپردازیم و ببینیم آیا Dreamcards ارزش بیدار ماندن و بازی کردن را دارد یا خیر.
گیمپلی و مکانیکها؛ چرخه روز و شب و اقتصادِ تخیل!
هسته اصلی گیمپلی Dreamcards به دو بخش روز و شب تقسیم میشود. در طول روز، شما با شخصیتهای مختلف دنیای رویا تعامل میکنید، استراتژی خود را از میان ۶ سبک (Strategy) متفاوت انتخاب کرده و عرشه (Deck) اولیه خود را میسازید. اما جادوی اصلی بازی در هنگام شب و در نبرد با کابوسها رخ میدهد.
برخلاف بسیاری از بازیهای همسبک که شما کارتها را فقط پس از اتمام نبرد به عنوان پاداش دریافت میکنید، Dreamcards سیستم «خرید در حین مسابقه» را معرفی میکند. هر نبرد به دو فاز «اکشن» (Action Phase) و «خرید» (Buy Phase) تقسیم میشود. در فاز اکشن، شما با استفاده از کارتهای خود در عرشه جابهجا میشوید و منبعی به نام «نقاط تخیل» (Imagination Points) را جمعآوری میکنید. سپس در فاز خرید، از همین نقاط برای خرید کارتهای جدید از فروشگاه بازی استفاده میکنید تا عرشه خود را در همان لحظه روانتر و قدرتمندتر سازید. این پویایی و تغییر مداوم عرشه در حین یک نبرد، عمق استراتژیک فوقالعادهای به بازی بخشیده و باعث میشود هیچ دو مسابقهای شبیه به هم نباشند. بازی دارای بیش از ۱۰۰ کارت منحصربهفرد است که ترکیب ۶ استراتژی مختلفِ آن، آزادی عمل بالایی برای خلق بیلدهای دیوانهوار به شما میدهد.
علاوه بر کارتها، مکانیزمی به نام «استیکرها» (Stickers) در بازی وجود دارد که یکی از لذتبخشترین بخشهای گیمپلی محسوب میشود. استیکرها قابلیتهای جانبی و پسیو (Passive) به شما میدهند که تنوع رانها (Run Variety) را به شدت بالا برده و در کنار کارتها، سینرژیهای قدرتمندی خلق میکنند.
چالشها و نقاط ضعف؛ خستگی فیزیکی و تکرار در طراحی
با وجود حلقه گیمپلی (Core Loop) به شدت اعتیادآور، Dreamcards از چند مشکل جدی در طراحی رابط کاربری و بالانس رنج میبرد که تجربه بازی را تحتالشعاع قرار میدهند.
اولین و بزرگترین مشکل بازی، «خستگی ناشی از کلیک اضافی» (Click Fatigue) است. در یک بازی کارتمحور که ممکن است در یک نوبت (Turn) بیش از ۲۰ کارت بازی کنید، سرعت و روانیِ رابط کاربری حرف اول را میزند. متاسفانه در Dreamcards برای بازی کردن هر کارت، نیاز به حداقل سه کلیک مجزا دارید! وقتی این عدد را در تعداد کارتهای بازی شده ضرب کنید، متوجه میشوید که در یک نوبت ساده باید دهها بار کلیک کنید. این موضوع نه تنها ریتم بازی را به شدت کند میکند، بلکه برای بازیکنانی که مشکل درد مچ دست یا خستگی انگشتان دارند، تجربهای فیزیکی و آزاردهنده به همراه دارد.
طولانی بودن مسابقات نیز به این خستگی دامن میزند. یک دور کامل و موفق از بازی (Winning Run)، حتی اگر سرعت انیمیشنها را روی دور تند (3x Speed) قرار دهید، بین ۱.۵ تا ۲ ساعت زمان میبرد که برای یک عنوان روگلایک دکبیلدر، زمان نسبتاً طولانی و فرسایشی محسوب میشود.
همچنین با وجود تنوع اسمی در بیش از ۱۰۰ کارت، پس از گذشت چند ساعت متوجه یک الگوی تکراری میشوید. بسیاری از «کارتهای عملکردی» (Performance Cards) در واقع ترکیبی از ۴ افکتِ پایه و تکراری هستند و همپوشانی (Overlap) زیادی با یکدیگر دارند. این موضوع باعث میشود در اواخر بازی احساس کنید که با وجود خرید کارتهای جدید، عملاً در حال انجام کارهای تکراری هستید و تنوع واقعی کارتها کمتر از چیزی است که بازی ادعا میکند.
گرافیک و موسیقی؛ جادوی سمعی و بصری در دنیای باطنی
از منظر هنری، Dreamcards عملکردی درخشان و قابل تحسین دارد. استایل هنری بازی با رویکردی مرموز و باطنی طراحی شده است که کاملاً با اتمسفر خواب و رویا همخوانی دارد. طراحی کابوسها (Nightmares) به شکل موجوداتی عجیب و سورئال، حس مبارزه با ترسهای ناخودآگاه را به خوبی منتقل میکند. رابط کاربری با وجود مشکلات عملکردی در زمینه کلیکها، از نظر بصری تمیز و چشمنواز است.
موسیقی متن بازی نیز یکی دیگر از نقاط قوت آن است. ملودیهای آرام و در عین حال وهمآور، به خوبی با فضای رویاگونهی بازی ترکیب شدهاند و در لحظات درگیری با کابوسهای بزرگ، ضربآهنگی حماسی و تنشزا به خود میگیرند. ترکیب این موسیقی با گرافیک هنری خاص بازی، اتمسفری را خلق کرده که گشتوگذار در این دنیای خیالی را به تجربهای لذتبخش تبدیل میکند.
نتیجهگیری نهایی
بازی Dreamcards یک روگلایک دکبیلدر با ایدههایی بسیار بکر و درخشان است. تفکیک فاز اکشن و خرید در حین نبرد، و استفاده از مکانیزم استیکرها برای ایجاد تنوع، نشان میدهد که سازندگان درک عمیقی از این ژانر داشتهاند. با این حال، بازی در وضعیت فعلی خود نیازمند بهینهسازیهای جدی در زمینه رابط کاربری (کاهش تعداد کلیکها) و ایجاد تنوع بیشتر در افکتِ کارتهای عملکردی است تا از فرسایشی شدن ریتم بازی جلوگیری کند. اگر از عاشقان ژانر کارتبازی هستید و میتوانید با طولانی بودن رانها و کلیکهای متوالی کنار بیایید، Dreamcards با گیمپلی اعتیادآور و اتمسفر هنری زیبای خود، میتواند ساعتها شما را در دنیای رویاهایش غرق کند؛ اما قطعاً برای رسیدن به قلهی این ژانر، نیازمند کمی پولیش و استراحت است!
بازی Dreamcards یک دکبیلدرِ خوشساخت با ایدههایی تازه و اتمسفری گیراست که پتانسیل بالایی برای اعتیادآور بودن دارد. اگرچه مشکلاتی نظیر خستگی دست به دلیل کلیکهای اضافی و تکراری بودن برخی کارتها به تجربه کلی لطمه میزنند، اما مکانیک خرید کارت در حین نبرد و سیستم استیکرها، آن را به اثری ارزشمند برای طرفداران این سبک تبدیل کرده است.
مکانیزم «استیکرها» که تنوع و ارزش تکرار بسیار بالایی به رانها میبخشد.
گرافیک هنری بسیار زیبا با تم سورئال و باطنی در کنار موسیقی متن گوشنواز.
ترکیب جذاب ۶ استراتژی مختلف برای ساخت عرشههای خلاقانه.
حلقه گیمپلی (Core Loop) به شدت درگیرکننده و اعتیادآور.
طولانی بودن بیش از حدِ یک ران کامل (حدود ۲ ساعت حتی روی سرعت بالا).
همپوشانی و شباهت زیاد افکتها در کارتهای عملکردی که باعث تکراری شدن آنها در درازمدت میشود.